آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان محتویات عشق بعد از این دست من و زلف چو زنجیر نگار چند و چند ازپی کام دل دیوانه زدم گر از این منزل ویران به سوی خانه روم دگر آنجا که روم عاقل و فرزانه روم زین سفر گر به سلامت به وطن بازرسم نذر کردم که هم از راه به میخانه روم تا بگویم که چه کشفم شد از این سیر و سلوک به در صومعه با بربط و پیمانه روم آشنایان غم عشق گرم خون بخورند ناکسم گر به شکایت سوی بیگانه روم گر ببینم خم ابروی چو محرابش باز سجده شکر کنم وز سوی شکرانه رومَ نظرات شما عزیزان: احمد
![]() ساعت11:33---16 مرداد 1391
به به
و دیگر هیچ ![]() شوخی کردم قشنگ بود دو شنبه 12 تير 1391برچسب:, :: 23:23 :: نويسنده : ناتانالی
![]() ![]() |